جوک قزوینی
تهرانی میره قزوین بند کفشش باز میشه با بدبختی یه کوچه بن بست پیدا میکنه و دولا میشه تا بندش رو ببنده یهو یه چیزی میشه
سرش رو بلند میکنه چشمش می افته به تابلو سر کوچه می بینه نوشته کوچه دستغیب
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سه مجرم عربه و آبادانی و قزوینی یه رو می برن توی یه جزیره و به هر کدومشون یه گوریل می دن و می گن: هر کی بتونه بچه بیشتری از این گوریل ها بگیره، از مجازاتش کم می شه. سه سال دیگه میرن سراغ این مجرمین و می بینن عربه چهار تا بچه داره، اون رو عفوش می کنن. می رن سراغ آبادانی یه می بینن سه تا بچه داره، اونم عفو می خوره . می رن سراغ قزوینی یه می بینن یه بچه داره. می گن: توی این سه سال فقط همین یه بچه؟ قزوینی یه میگه: بابا همون موقع من دنبال هواپیماتون کلی دویدم و داد زدم این گوریله (نره)!!!
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
قزوینی یه عروسی میکنه ،فرداش با برادر زنش میره ماه عسل !!!
صدهزار سال پیش یك سكه تو قزوین می افته زمین آثار باستانی میشه
قزوینیه می میره, به علت عظمت معامله، هركار میكردن نمیتونستن تو قبر جاش بدن. دست آخر ....یر آقارو میبرن و میکنن تو مقعدش و بعد هم خاکش میکنن. چند وقت بعد زنش میاد پای قبرش میگه: مرد یادته میگفتم کلفته؟! حالا بـکـش
میدونید به فرمانده قزوینهاچی میگن ارباب حلقهها
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
قزوينيه شب عروسيش بوده خانومو تيريپ love ميبره پشت بوم و مثل آدم!!! شروع به كار ميكنه ... خانومه كه حسابي بهش حال ميداده ميگه: به به چه ستاره هايقشنگي... يه دفعه قزوينيه ميگه : ببم جان امشب قشنگ ستاره هارو بشمر كه از فردا بايد گل هاي قالي رو بشمري....
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سالادقزويني=كون خيار وكون هويج و كون كاهو و كون گوجه
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یه تركه ماموریت میره قزوین اونجا یه رفیق داشته میره پیش اون ، تو قزوین مریض میشه میره دكتر , دكتره واسش شیاف تجویز میكنه ومیگه شما باید این شیاف ها را روزی سه دفعه بدین به یه نفر یواش یواش بده تو! تركه بدبخت هر چی فكر می كنه می بینه نمیتونه به كسی اطمینان كنه ,آخرش میره پیش همون رفیقش , اونم باكمال میل قبول میكنه. بعد یه مدت ماموریتش تموم میشه میره خونش به زنش میگه باسش شیاف كنه, همون موقع كه داشته زنش شیاف میكرده یه دفعه به زنش میگه: "اه اه اه تو داری شیاف میكنی یه دستت رو شونمه اون رفیقم هر دوتا دستش رو شونم بود"
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
جوک ترکی
لره ميره توالت، بعد يك ربع با دهن خوني مالي مياد بيرون. رفيقش ميپرسه: چي شد فرهاد؟ لره ميگه: گي بگيرن، مسواكش خيلي بزرگ بي!!!
عربه سه تا خايه داشته، ميره پيش لره، ميخواسته يكم پز بده، ميگه: ما دو تا روي هم پنج تا خايه داريم! لره ميگه:اَ... يعني تو يه خايه داري؟!!!
به يه لره ميگن خسته نباشي ميگه اگه باشم چه گهي ميخوري
دو تا لر ميرن سوراخ لاية اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور
يارو لره به دختر دهشون تجاوز ميكنه ميبرنش دادگاه ! قاضي بهش ميگه مرتيكه چرا اينكارو كردي ؟ لره ميگه آي قاضي ... شب مهتو ... لب او ... تو بيدي نميكردي ؟ قاضي ميگه نه ! لره ميگه برو گي تو بخور
لره رو ميفرستن جبهه، بعد شيش هفت ماه برميگرده، در ميزنه، داداش كوچيكش با يك تپه ريش درو وا ميكنه! لره هول ميكنه، ميگه: چي شده!؟ ننه مرده.. بوا مرده؟! داداشش هيچي نميگه، فقط يك نگاه معني داري بهش ميندازه و ميره تو. لره جفت ميكنه، ميره تو مي بينه داداش بزرگش هم تا زير گردن ريش گذاشته! بدبخت پاك شلوارشو خيس ميكنه، ميگه: اصغرجون، تورو خدا بگو چي شده؟! كي مرده؟! داش اصغر هم يك نگاه به لره ميكنه و از اتاق ميره بيرون. لره بدبخت سراسيمه ميره تو اتاق باباش، مي بينه ريش باباش رسيده تا دم نافش! لره دو دستي ميزنه تو سرش، ميگه: بوا... بگو آخه چه بلايي سرمون اومده؟ ننه مرده؟! باباش ميگه: اي كاش ننت مرده بي... كاش بوات مرده بي... پسر آخه اين ريش تراشو چرا بردي؟!!!
لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگي ياد بگيره، جلسه اول از معلمش مي پرسه: اين چراغ رنگيه چيه؟! يارو مياد سركارش بگذاره، ميگه: اين چراغ راهنماييه؛ وقتي سبزه يعني اهل تهران برن، وقتي زرده شهرستانيها و قرمز هم مال لراست! خلاصه اين جريان ميگذره و لره هم امتحان ميده وقبول ميشه، روز اول مي شينه پشت ماشين و مي رسه به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد ميكنه. افسره داد ميزنه: راننده پيكان، بزن كنار! لره سرشو از پنجره مياره بيرون، داد ميزنه: لـُــرُم... مـــا لـُـــرُم!! افسره يك نگاه ميندازه، ميگه: باشه بابا...برو...برو
از لره ميپرسن از چه تريپ لبي خوشت مياد؟ ميگه: از لب جو!!
يارو لره يك مغازه شيك دو نبش داشته، تو ويترينش هم سر تا سر ساعتاي ترتميز چيده بوده. باري يك بنده خدا مياد تو ميگه: ببخشيد، اين بند ساعت منو... لره ميگه: ما ساعت تعمير نميكنيم. يارو ميگه: شرمنده، پس بيزحمت اون ساعت بند طلايي رديف دوم رو بيارين، من يك نگاه بكنم. لره ميگه: ما ساعت نميفروشيم! يارو كف ميكنه، ميگه: جسارته، ولي پس شما اينجا چيكار ميكنيد؟ لره ميگه: ما اينجا ختنه ميكنيم!! ياره ميپرسه: پس چرا تو ويترين ساعت چيدين؟! لره شاكي ميگه: پس كــيــر ميچيديم؟!!
لره با اتوبوس ميره تهران خيلي توي راه بوده وقتي ميرسه به تــــهران ميگه من ديگه ايران برنميگردم
لره ميره مسابقه 20 سوالي مجري به كرده ميگه جواب سوال يه حيوونه شما شروع كنين به پرسيدن لره شروع ميكنه:
1 ميتانم بگيرمش ؟ مجري ميگه بله لره ميگه : پلنگه ، بازه ، چيتايه ، غزاله، يوز پلنگه ، عقابه ، … مجريه داغ ميكنه ميگه نه آقا اينا نيست 10 تا از سوالات تموم شد ده تا ديگه بپرس لره ميگه : ميتانم با يه دست بلندش كنم مجري ميگه : بله لره شروع ميكنه كه : فيله ، اسب آبيه ، واله ، كرگدنه ، نهنگه ،… مجري ميگه خير شما باختين جواب سوال ( قورباغه ) بوده لره ميگه : به علي دانستم عارم آمد بگم
از همه همشهریان و دوستان گرامی عذر خواهی میکنم .
جوک رشتی
یه رشتی با یه ترکه میرن جنده خونه چشمشون یه زنه رو میگیره .میرن پیش زنه رشتی می پرسه چند؟زنه میگه 25000 تومن.رشتی میگه: اووو خب میرم زنمو می....نم دیگه...ترکه می پره چند؟میگه 25000 تومن ترکه میگه:ها....5000 تومن میدم زن این رشتی رو می.....نم دیگه..
یه روز یك رشتی جلوی در خونشون وایستاده بود یك نفر با تفنگ میاد میگه زود باش بگوخواهرت كجاست رشتی هول میكنه میگه اون بالا یارو میره بالا بد از نیم ساعت دیگه با خنده میاد به رشتی میگه خاك تو سرت تفنگم الكی بود گولت زده بودم رشتی میگه منم گولت زدم آنی كه اون بالا بود خواهرم نبود مادرم بود
زن رشتی با عجله به مطب دکتر زنان بر می گرده و می گه: ببخشین من شورتم رو اینجا جانگذاشتم؟ منشی می گه: نه. زنه می گه :" پس حتما توی دندون پزشکی جا گذاشتم!!!
یک رشتی ازسر کار میادخونه می بینه زنش بایه مردغریبه تو حمومه خونش حسابی جوش می اد میره آبگرم کن را خاموش میکنه