تركه يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه!! تركه ميخوره زمين، ...هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره!!!!!!! تركه پشتش ميخواريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو صندلي!!! از تركه ميپرسن: چرا ترك شدي؟ ميگه: ايلده نمره منفي داشت!!! تركه به رحمت خدا يك دونه موهم تو كلش نبوده. يك روز ميره سلموني، ملت همه پوزخند ميزنن، ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم!!! تركه ميرسه به يه هيئت, از يكي جلو در ميپرسه, آقا اينها اين تو چي كار ميكنن؟ يارو ميگه: اينها ده روز سينه ميزنن! تركه ميگه: اي بابا, ايلده كنترات بده 3 روزه ميزنيم!!! تركه مي خواست نماز بخونه مهر نداشت امضا كرد !!! يه روز يه ترکه رفته بود غازش رو بفروشه.يکی اومد گفت : خر چند؟! ترکه گفت : اين که خر نيست بابا غازه!!! يارو گفت : کی با تو بود؟! با اين غازه بودم تركه ميره راهپيمايي، ميبينه شلوغه برميگرده!!! تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!! تركه كفترشو گم ميكنه ، تو روزنامه آگهي ميده: بيوه بيو!! تركه ميخواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا دانشمندا جمع ميشن كه ببينيد قضيه اين چي بوده، بعد از دوسال تحقيق ميفهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!!! تركه ميخواسته بره بهشت زهرا، گل گيرش نمياد كمپوت ميبره!!! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ به تركه ميگن اگه همه دنيا رو بهت بدن چي كار ميكني؟ ميگه: ميفروشم ميرم خارج!!! به تركه ميگن با رضا جمله بساز، ميگه: من و حسن و حسين رفتيم پارك. ميگن: پس رضاش كو؟ ميگه: آخه رضا كارداشت، نيومد!!! تركه داشته خاطره تعريف ميكرده، ميگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، البته سال چهل و نه دو نفر خيلي بود!!! يك بنده خدايي كلهش عين كف دست بوده، فقط دور تا دور به عرض 5 سانت مو داشته! خلاصه اين بابا ميره سلموني، يارو ازش ميپرسه: چه مدلي بزنم قربان؟ ميگه: دورشو كوتاه كن، وسطشم تي بكش!!! تركه ميره تو يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني مرد مؤمن؟ ميگه: ايلده ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟!! تركه سرطان داشته، ميره مشهد خودشو با قفل و زنجير ميبنده به پنجرة فولادي و كليد رو هم قورت ميده، ميگه: تا شفا نگيرم نميرم! بعد يك ساعت خبر ميرسه كه تو حرم بمب گذاشتن، تركه يك كم دست و پا ميزنه، بعدِ يك مدت داد ميزنه: يا حضرت ابولفضل منو از دست اين امام رضا نجات بده!!! تركه ميره بقالي، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: به مجرد هم ميدين؟!! به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه: كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!!! تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته: سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، ميپرسه: ببخشيد قربان، ميتونم بپرسم داريد چيكار ميكنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش ميكنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!!! اردبيل زلزله مياد، تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!!! تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه: بايد خيلي برم؟!!!!!! از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه: كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!!! ! تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!!! تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!!! دانشمندان يه دستگاه خر سنج ميسازن، از يك رشتيه و عربه و تركه هم دعوت ميكنند كه دستگاهو روشون آزمايش كنند. اول رو رشتيه آزمايش ميكنند، ميگه: پنجاه درصد خر. بعد رو عربه آزمايشش ميكنند، ميگه: نود و پنج درصد خر! تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه: تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!!! تركه ميره حرم امام رضا، ميگه: امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو!!! تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!!! تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!!! از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!! تو جزيره آدمخورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مرده هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نميگه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نميگه و پول و ميده و ساندويچش رو ميخوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو ميكوبه رو ميز داد ميزنه: بی انصاف! اين چه مسخره بازيه دراوردي؟!! ساندوچيه ميگه:آخه عزيز من،اين يكي مغز تركه، بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!! به يك تركه ميگن: 2*2 چند مي شه؟ ميگه: 5 تا! ميگن: برو بابا، 4 تا ميشه! ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم!!! تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!! تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره! تركه زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟ رفيقش ميگه: آره! ميگه: پس گحط كن دوباره ميگيرم!! تركه و زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نمي زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، مي بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!!! به تركه ميگن: با ابريشم جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه! تركه ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي ميزنن درش ميارن!!! تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركيو تو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين يك آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!!! تركه ادعاي ميغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه تركه ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! تركه ميگه: ايلده ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!!! تركه بيهوا مياد تو اتاق، خفه ميشه!!! يك سري از دانشمندا داشتن روي مغز آدم تحقيق ميكردند، يك رياضي دان را انتخاب مي كنند و بهش ميگن از يك تا پنج بشمر، اون هم سريع شروع ميكنه به شمردن: يك..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحيش ميكنند و نصف مغزش را در ميارن، و دوباره ميگن بشمر، اينبار يكم كندتر ميشمره : يك...دو...سه...چهار...پنج.... دوباره مغزش رو جراحي ميكنند و يك چهارم ديگش را در ميارن و ميگن بشمر، يارو آروم آروم ميشمره: يك...... دو...... سه...... چهار...... پنج..... دانشمندا شاكي ميشن، اين سري جراحي ميكنند، كل مغز يارو رو درميارن! وقتي بهوش مياد، بهش ميگن بشمر، يارو ميگه: بير...ايكي...اوچ...دورد...بش....التي....يدي!!! تركه دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!!! تركه خودكارش تموم ميشه، ترك تحصيل ميكنه!!! تركه پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، تركه ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!! تركه صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!!! تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!!! از تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟ ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه!! تركه با كايت ميكوبه به ساختمون بانك كشاورزي، 730 نفر كشته ميشن! ...البته از خنده! تركه از طبقه صدم يه ساختمون ميپره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!!! تركه ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. تركه هم رو كمربندش مينويسه: به زودي دراين مكان يك موبايل نصب خواهد شد!!! تركه رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟! تركه ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟!! از تركه ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي؟! آبيش!!! تركه داشته از تو جزيره آدمخورا رد ميشده، يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت ميكنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم! يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه، سنگ رو ميكوبه تو كلة رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابهجا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع ميكنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدي!!! تركه يه تيكه يَخو گرفته بوده بالا، داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ تركه ميگه: ايلده ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ تركه ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره، كجش ميكنه!! به تركه ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ تركه ميگه بخاري! يارو كف ميكنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم مي كنه؟ تركه ميگه: بخاريِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت!!! تركه داشته راديو پيام گوش ميداده، گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بستهاست، راه انقلاب هم به امام حسين بستهاست... تركه ميگه: باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي قسم ميخوري؟!!! تركه دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته ميبرده بالاي ساختمون. صابكارش بهش ميگه: احمق تو كه فرقون داري، چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! تركه ميگه: ايلده اون دفعه با فرقون بردم، اين ميلههاش پشتم رو اذيت مي كرد!!! تركه مي خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!! تركه هر روز زنگ يك كليسا رو ميزده و در ميرفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه، يك روز پشت در كمين ميكنه، تا تركه زنگ ميزنه، خرشو ميگيره. تركه حول ميشه، با تتپته ميگه: ببخشيد، عيسي هست؟!! تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه ، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده ، يك قطار هم داره ازون دور مياد!!! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه ، ميره اون جلو واميسته. راننده ي قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار مي ايسته. همچين كه قطار واستاده بود ، تركه يك نارنجك درمياره ، ميندازه زير قطار ، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن بازجويي ، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكه ي خر! نه به اون لباس آتيش زدنت ، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! تركه ميزنه زير گريه ، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!!! يك بابايي ميخوره زمين دستش پيچ ميخوره ، منتها سختش بوده كه بره دكتر نشونش بده. خلاصه دستش يك مدت همينجور درد ميكرده ، تا يك روز رفيقش بهش ميگه اين داروخونه ي سر كوچه يك كامپيوتر آورده كه صد تومن ميگيره، سر سه سوت هر مرضي رو تشخيص ميده. يارو هم ميگه: خوب ديگه صد تومن كه پولي نيست ، بريم ببينيم چه جورياست. خلاصه ميره اونجا ، ميبينه يك دستگاه گنده گذاشتن ، جلوش يك شكاف داره ، روش نوشته: لطفاٌ اسكناس صد توماني وارد كنيد. يارو يك صد تومني ميگذاره ، يهو يك چيز قيف مانند مياد بيرون ، ميگه: نمونه ادرار! طرف هم با خجالت ميكشه بيرون و ميشاشه تو جناب قيف. بعد از دو سه دقيقه تلق تولوق و بوق بوق ، كامپيوتره يك تيكه كاغذ ميده بيرون كه روش نوشته بوده: يكي از تاندنهاي دست شما پاره شده. بايد يك هفته ببندينش و باهاش كار سنگين نكنيد تا خوب شه. يارو كف ميكنه كه اين لا مصب اين همه چيز رو چطور از شاش آدم ميفهمه؟! خلاصه كِرمش ميگيره كه ببينه ميشه گولش زد يا نه. فرداش يك شيشه مربّا ورميداره ، تا نصف توش آب شير ميريزه ، بعد ميده سگش توش بشاشه ، يك دونه از آدامساي دخترش رو هم ميندازه توش ، آخر كاري هم يك تريپ پمپ ميزنه ، يكم از آبش رو اضافه ميكنه به معجون ، بعدم ميره همون داروخونه ، بعد از وارد كردن صد تومني معجونش رو ميريزه به جاي نمونه ادرار كامپيوتره يك 15 دقيقه قيژ قيژ و دلنگ دلونگ ميكنه ، بعد يك كاغد چاپ ميكنه ميده بيرون كه روش نوشته بوده: آب شيرتون آهك داره ، بايد لوله كش بياريد درستش كنه. سگت قلبش ناراحته ، همين روزها تموم ميكنه. دخترت حاملست ، بايد بري خِرِ پسر طبقه پاييني رو بگيري. درضمن اگه بخواي همينجوري يك بند پمپ بزني تاندن دستت هيچ وقت خوب نميشه!!! (آقا شرمنده اگه يه خورده ناجور بود تازه كلي فيلترش كردم تا بهت بشه ( داداش من! اميدت به خدا باشه ، خيلي داري خودت رو عذاب مي دي ، مطمئن باش هيشكي تو دنيا علي بي غم نيست... بالاخره كه همه ي اين غم و غصّه ها نابود ميشه!. خب ، بازم از همه تون ممنونم! (به جز اون بي معرفتايي كه اهل نظردادن نيستن! آره با خودتم). ازاينكه مزاحم اوقات شريف بيكاري تون شدم منو ببخشيد!... شما رو به خدا منو چشم به راه نذارين ، جون مامانت (مامان تني ات) نظر بده!... نظر يادتون نره!..نظربده...نظربده...نظربده.. نظربده! نظربده...نظربده...نظربده...واي دارم ازحال مي رم...نظر ، نظر ، نظر... با اين حساب بازم نظر نمي دي؟!. اين جمله ي زير كه نمي دونم از كيه تقديم به همگي تون: « لزوماً هميشه قوي ترين ها و سريعترين ها پيروز نمي شوند ، پيروز كسي است كه فكر مي كند كه مي تواند پيروز شود.» تا ديدار مجدّد به خدا مي سپارمتون!.. هميشه شاد باشين! ....دوستدارهمگي: مفقودالاثر یه ترکه میاد تهران می بینه همه موبایل به کمرشون بستن به خاطر این که کم نیاره یه کاغذ میزنه به کمرش بهش میگن این چیه زدی میگه: وای باز فکس آمد ________________________________________ ________________________________________ ندا آمد و ندا آمد از آسمان که شیطلن بر آفریدام انسان سجده کن شیطان در جواب گفت که این کار را نمیکنم واینک خدا وند فرمود:تو غلط میکنی مراحل خواب کودکان: جیش.بوس.لالا مراحل خوابه بزرگترها: جیش.بوس.لیس.روش.توش.دوش.لالا ندوووووووووووووووووووووووووو یادت باشه دنباله ۳ چیز ندویی ۱ـاتوبوس ۲ـمترو ۳ـپسر حالا چرا؟ چون هر کدومشون برن ۱۰ دقیقه بعد یکی دیگه میاد ترکه تو مترو داشت میدویده میخوره به ۱ مرده مرده داد میزنه ان آقا حواست کجاست ترکه در جواب میگه :لطفا" آ قاشو بزار اولش ________________________________________ خوشبخت ها خوشبخت ترین پسر کسیه که اولین عشقه یک دختر باشه! خوشبخت ترین دختر کسیه که آخرین عشقه یک پسر باشه! معلمه به شاگردش ميگه برو يه مورچه نر پيدا کن وردار بيار. بچهه فرداش يه مورچه مياره معلمه ازش ميپرسه خوب تو حالا از کجا فهميدي که اين مورچهه نره؟ بچهه ميگه آخه جلوي مدرسه دختروونه پيداش کردم به لاک پشته ميگن يه خالي ببند ميگه دويدم و دويدم يه روز يه نفر يه نقطه قرمز روي ديوار ميبينه كه داره حركت ميكنه؛ ميره جلو ميبينه كه يه مورچه هست كه روسري قرمز پوشيده. دوش ديدم كه ملائك درميخانه زدند كچلي را بگرفتند و فرشش ماهه زدند تمساحه ميره گدايي، ميگه: به من بدبخت مارمولك كمك كنيد. به بوش ميگن: چرا حمله كردي عراق؟ بوش ميگه: امام حسين طلبيد! ميگن كي از عراق خارج ميشين؟ ميگه: هر وقت كه امام رضا بطلبه! اين تيكه ها رو داشته باشين: يكي خوابش سنگين ميشه تختش ميشكنه. بعد كه از خواب ميپره دستش ميشكنه . فرداش از مرحله پرت ميشه پاش هم ميشكنه. ميزنه به سرش سرش هم ميشكنه. همون يارو خودش رو ميزنه به اون راه گم ميشه. كلي اعصابش خوردميشه نوار خالي گوش ميده. يه هو ميخوره زمين تا خونه سينه خيز ميره. بعد ميخوره زمين؛ هوا ميره؛ نميدوني تا كجا ميره. جلو پمپ بنزين سيگار ميكشه ميگن آقا اينجا پمپ بنزينه سيگارنكش. ميگه اهه من جلو بابام هم سيگار ميكشم . يه روز ميخوره به شيشه ميگه عجب هواي سفتي. روز بعد ميخوره به ديوار كمونه ميكنه. فرداش باز ميخوره به ديوار ميگه ببخشيد. پس فرداش باز ميخوره به ديوار واي ميسته پليس بياد. بعد از اين همه اتفاق بي هوا از خونه ميره بيرون خفه ميشه. تركه داشته نماز ميخونده به قنوت كه ميرسه كف دستاشو بهم مي چسبونه , بهش ميگن واسه چي اين كار و كردي ؟ ميگه ميخوام از حفظ بخونم. . يه تركه اسم بچشو مي ذاره بانك هر روز ميزنتش. به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه: كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد! ترکه تو خیابون یه دختر خیلی خوشگل دید رفت طرفش و گفت : ببخشید خانم شما رو مادرتون زاییده؟ دختره گفت چطور مگه ، شما رو مادرتون نزاییده؟ترکه گفت : چرا ، ولی اگه شما رو مادرتون زاییده پس من و مادرم ریده قزوینیه داشته با بچش گرگم به هوا بازي ميكرده، يهو جَو ميگيردش بچشو ميخوره!! يه قزوينی وصيت کرد وقتی مرد جسدش رو بسورونندو خاكسترس رو پودر بچه كنند . از يه تركه پرسيدند: "اسم كوچيك فردوسی چيه ؟"گفت: " ميدان " يه چس رفت گفتار درمانی ، گوز شد تركه ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: پس قربون دستت، بگذار يك حالي بكنيم! تركه بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه! قزوينيه رو با يه سه ليتري تف دستگير ميكنن! به تركه ميگن آسمون خراش درست كن. يه كم فكر ميكنه، بعد ميره همه تركاي محله رو جمع ميكنه، ميريزه رو هم! بهش ميگن پس آسمونخراشت كو؟! ميگه: اين آسمونش، اينم خراش! از يه رشتيه ميپرسن: شما با چه سهميهاي وارد دانشگاه شدي؟ ميگه: بنده افتخار ميكنم گه فرزند سه تا شهيدم! تركه داشته با نافش بازي ميكرده، يهو تخماش ميفته زمين! تركه ميره جبهه بهش ميگن: ببين اين نارنجك رو وقتي ميخواي پرت كني بايد ضامنش رو بكشي، بعدتا ده بشماري و پرتش كني. تركه نارنجك رو با دست راستش ميگيره ضامنش رو ميكشه، شروع ميكنه با انگشتاي دست چپش شمردن: بير، ايكي، اوچ، دورت، بيش، انگشتاي دست چپش تموم ميشه نارنجك رو ميذاره لاي پاش با انگشتهاي دست راستش ميشمره: آلتي، يدي، سكيز، دوگوز.....بوووووووم! دعای ورود به اليگودرز: اللهم احفظنی کوننا و کامنا من دوخول والخروج کل اشیاء الحرام. اللهم احفظنا کل سوراخنا من الهجوم المستان آلت بمشتان و العاشق به پشتان فی هذاالیوم و فی کل ایام فی القزوی یه روز سه تا گوز با هم دست به یکی میکنن کون ترکه روپاره میکنن ! ده نكته دانستني - بی کار ترین آدم دنیا:بازدیدکننده وبلاگ ما 2- قشنگ ترین آدم دنیا:دکتر محمود احمدی نژاد 3- پیرترین آدم دنیا:علی دایی 4- جواد ترین آدم دنیا:جوادی یساری 5- با استعداد ترین بازیگر سینمای دنیا:محمدرضا گلزار 6- بد بخت ترین آدم دنیا:دوست پسر 7- ورزشکار ترین آدم دنیا (البته در رشته چتر بازی ): دوست دختر 8 - باحال ترین آدم دنیا: من! 9- ضایع ترین آدم دنیا:شک نکن که خودتی 10- آخر هرچی ترین تو دنیاست:مثل اینکه کسی دیگه نمونده... دختر ها ۱- با ماشين ميرن دم بانک. ۲- در آينه آرايششون رو چک ميکنن. ۳- به خودشون عطر ميزنن. ۴- احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن. ۵- در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن. ۶- در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن. ۷- بلاخره ماشين رو پارک ميکنن. ۸- توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن. ۹- کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه. ۱۰- کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون. ۱۱- دنبال کارت عابربانکشون ميگردن. ۱۲- کارت رو وارد دستگاه ميکنن. ۱۳- توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن. ۱۴- کد رمز رو وارد ميکنن. ۱۵- ۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن ۱۶- کنسل ميکنن. ۱۷- دوباره کد رمز رو ميزنن. ۱۸- کنسل ميکنن. ۱۹- دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه. ۲۰- مبلغ درخواستی رو ميزنن. ۲۱- دستگاه ارور (خطا) ميده. ۲۲- مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن. ۲۳- دستگاه ارور (خطا) ميده. ۲۴- بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن. ۲۵- انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن. ۲۶- پول رو ميگيرن. ۲۷- برميگردن به ماشين. ۲۸- آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن. ۲۹- توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن. ۳۰- استارت ميزنن. ۳۱- پنجاه متر ميرن جلو. ۳۲- ماشين رو نگه ميدارن. ۳۳- دوباره برميگردن جلوی بانک. ۳۴- از ماشين پياده ميشن. ۳۵- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمیذار برای آدم) ۳۶- سوار ماشين ميشن. ۳۷- کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده. ۳۸- آرايششون رو توی آينه چک ميکنن. ۳۹- احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن. ۴۰- مندازن توی خيابون اشتباه. ۴۱- برميگردن. ۴۲- ميندازن توی خيابون درست. ۴۳- پنج کيلومتر ميرن جلو. ۴۴- ترمز دستی رو آزاد ميکنن )ميگم چرا انقدر يواش ميره -به يارو مي گن حال ساده رو تعريف كن: مي گه لب ۲-از غضنفر مي پرسن چرا اينقدر گردنت بو مي ده مي گه آخه هركي چ... مي ده مي ندازه گردن من ۳-به تركه مي گن برو يه روزنتمه كيهان بخر بعد تركه مي ره و با يه خر بر مي گرده مي بابا اين ديگه چيه مي گه كيهان نداشت همشهري گرفتم ۴-يه بار غضنفر مي ره از سربازي برمي گرده بهش كارت پايان خدمت مي دن مي گه ا من كه از اينا چهار تا تو خونه دارم ۵-قانون ۱۱ نيوتون : اگه با سرعت نور حركت كني مي توني خودت رو ماچ كني اگه گفتي فرق تو با كفش چيه ؟ كفش لنگه داره ولي لنگه ي تو رو نمي شه پيدا كرد از تركه مي پرسن مي گن مي دوني چه جوري زلزله مي ياد مي گه آره وقتي خدا داره چت مي كه اگه عصباني بشه buzz رو مي زنه و زلزله مي ياد بسيجي قرص اكس مي خوره لباسش رو تو شلوارش مي كنه اگه گفتي فرق تو با گاو چيه؟؟؟؟؟ شوخي كردم بابا هيچ فرقي با هم ندارين به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟ اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خيانت نکني که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتي بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنيا به من مي گن اصغر ويبره! غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشيد شما از اون کارت پستال ها داريد که نوشته : عزيزم تو تنها عشق من هستي؟ مغازه دار گفت بله داريم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنيد! پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !" غضنفر ماه رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه ... کسي به زولوبيا دست نزنه! مردي بدهي و قرض زياد داشت رفت ماشين مدل بالا خريد! زنش پرسيد : آخه مرد با اين وضعي که ما داريم چه وقت ماشين مدل بالا خريدن بود؟ مرد گفت : ماشينو خريدم تا سريع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!! يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!! غافلگيري از شخصي مي پرسند «چرا قرص هايت را سر وقت نمي خوري؟» پاسخ مي دهد: «مي خواهم ميكروب ها را غافلگير كنم.» اشتباه موش مردگي يك نفر خودش را به موش مردگي مي زند، گربه مي خوردش. من منتظر نظرات شما هستم. باتشكر فراوان
+ نوشته شده توسط مسعود پارسا در پنجشنبه دهم اسفند 1385 و ساعت
8:48 بعد از ظهر |